.......تاآسمان آبی

 

مهربان است وآرام؛چهره ای دوست داشتنی ومتین دارد.ستاره ها را می شود در چشمهایش دید.محمدرضارا می گویم.محمدرضا؛عضوخوب مرکز.

باشروع ماه مبارک رمضان به بچه ها گفتم که از این به بعد ظهرها کمی زودتر تعطیل می شوید .چون ساعت کار ما کم شده است.محمدرضا با شنیدن این حرف ؛معترض شد وگفت:

آخه خانم م م م آخه....ثوابش همین چندروزه!!!!

بچه ها همه زدند زیر خنده.نشریه وتحقیق ومشاعره و....چه ثوابی داره؟

به اصرار بچه ها محمدرضا که تابه حال نمی خواست تظاهر کند حرف دلش را زد.او مدتی است بعد از تعطیل شدن از کانون به مسجدچهارده معصوم (ع)که همجوار مرکز است ؛می رود ونمازش را به جماعت می خواند.همین اتفاق باعث شد که چند عضودیگر هم با اوهمراه شوند.آنها رفتند ومن یادشعر خانم ماهوتی افتادم که:

برروی گنبدش هست صدهاگل ستاره

              خورشیدخانه دارددرپشت این مناره

                             پرمی کشددل من مثل کبوتر آنجا

                                          عطرخوش اذانش پرکرده سینه ام را

عکس:مسجدچهارده معصوم(ع)؛مجاورمرکزاندیشه