تبليغاتX
کوچه باغ لحظه ها
کوچه باغ لحظه ها
کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان مرکزاندیشه

 زندگی یک لبخند

zendegi.jpg

زندگی یک لبخندمجموعه شعر ی از آقای داود لطف اله با فضاسازی وتوصیف زیبا واستفاده از آرایه های زیبایی شناختی ،موجب ارتباط مخاطب با مجموعه شده است.شعرهای این کتاب با "نمازپرنده ها"وصدای دلنشین آنها که همچون اذان با صفاست،شروع می شود وبا"اشک های اتفاقی"که امیدوارم هیچوقت نصیب شما نشود ،به پایان می رسد.

زندگی زیباست،زندگی شیرین است،زندگی یک لبخند 

دوستان عزیزم امیدوارم که در زندگی همواره شادوسربلندوسرافراز باشیدو زیبایی های زندگی لحظه به لحظه همراه شما باشد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط مهین وزیری |

هفته دفاع مقدس گرامی باد

یکی از برنامه های مورد علاقه اعضای کتابخوان ؛بحث وگفتگودرمورد محتوی وشخصیت های کتاب هاست."دودپشت تپه"نوشته ی آقای محمدرضا بایرامی با حضور تعدادی از اعضا مورد بحث وگفتگو قرارگرفت.اعضا از قبل کتاب را مطالعه نمودندابتدا خلاصه ی کتاب به این صورت توسط زهرا تعریف شد:اهالی روستای تلخ رود از توابع سراب در تدارک جشن نوروز هستند.عزیز شالی را که مادرش برای نامزدبرادرش ؛شیرین  عیدی گرفته است برای شال اندازی می برد.زندگی با صفا وصمیمیت وخوشی می گذرد تا اینکه صدای انفجاری شنیده می شود وهمه چیز دگرگون می شود....

شهربمباران می شود؛عزیز ترکش می خورد مردم آواره می شوندومجبور می شوند ده با صفای خود را ترک کنند......

فضای داستان

_زهرا می گوید از قسمت هایی که عزیز در خواب صحبت می کرد خوشم نیامد؛کاش صحبت های واقعی او با کسی را می نوشت.

_مریم:شاید به خاطراین است که جنگ شده است .خب معلومه که بعضی از اتفاق ها باعث از بین رفتن خوشی ها می شوند.حتی سرنوشت این داستان هم با وقوع جنگ عوض شده چه برسد به آدم ها.

_فرزانه:اتفاقا"به نظرمن صفا وصمیمیت در همه جای داستان دیده می شود.

_مربی:بله نظر من هم مثل نظر فرزانه است.صمیمیت ولذت زندگی در همه جا دیده می شود.حتی جنگ هم دوست داشتنی است.نگاه به آسمان شب برای همه لذتبخش است به ویژه وقتی که نویسنده ماهرانه دانه های سرخ رنگ گلوله را در آسمان شب به پرواز در می آورد.دیدیدکه آن فضا چقدر برای عزیز دوست داشتنی بود.

_الهام:بله شهر با همان حالت هم دوست داشتنی بود طوری که آنها دوست نداشتند شهر را ترک کنند.

_در مجموع اعضا فضای داستان را ملموس وواقعی دانستند.در این داستان با واژهِ جنگ آن هم با بیان لحظاتی زیبا وتلاش وایثار مردم آشنا می شویم.حس وطن دوستی وعلاقه به همنوعان در همه جای داستان موج می زند.

شخصیت پردازی

شخصیت پردازی وروند داستان ومحتوی با هم هماهنگ است .واعضا ابراز کردند که ارتباط خوبی با شخصیت ها برقرار نمودند.آنها به راحتی شخصیت های اصلی وفرعی را شناختندوخود را با داستان همراه نمودند تا به پایان داستان برسند.اما یکی دونفر از بچه ها از آقای بایرامی انتظار داشتند که خانم ها را هم در داستان برجسته نشان می داد گویا در ان شهر خبری از خانم ها نبود.ضمن اینکه خانم ها در دوران جنگ ودفاع مقدس پابه پای آقایان بودند.

پیام داستان

_مهلا:در همه حال باید به زندگی امیدوار بودوتوکل به خدا را همواره سر لوحه ی کار خود قرار دهیم.

_اقدس:بله درسته خدا شاید چیزی را از انسان بگیرد ام در عوض چیزهای دیگری را به انسان بدهد.

_مربی:برای رسیدن به هدف گاهی با مشکلات ونابسامانی ها مواجه میشویم اما به قول دوستمان توکل بر خدا باعث لذتبخش شدن زندگی هم می شود.امیدوار بودن هم باعث کم رنگ تر شدن برخی مسائل واتفاقات نا خوشایند می شود.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط مهین وزیری |

پسران تشمال

شما تشمال را می شناسید؟

 سرنا را چطور؟ از صدای آن خوشتان می آید؟

به نظر شما بهترین ارثی که از والدین به فرزندان می رسد ،چیست؟

دوستان خوبم جواب این سئوالات را با خواندن کتاب پسران تشمال پی خواهید برد.با این کتاب بیشترآشنا شوید:

پسران تشمال از مجموعه ی مرز پرگهر،به دو زبان فارسی ولری به روایت آقای کریم زاده ،از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان می باشد.

تشمال قصه ما وقتی عمرش را داد به شما و تنش را داد به خاک فقط و فقط یک آسیا دستی ، یک دهل و یک سرنا ( نوعی ساز ) از خودش باقی گذاشت . وقتی ارث را تقسیم کردند آسیا دستی شد سهم پسر کوچک ، سرنا سهم پسر وسطی و دهل هم به پسر بزرگ رسید . قرار شد همه از خانه بیرون بروند به دنبال کسب روزی .

پسر اولی که زد بیرون کوچکتر از همه بود رفت و رفت تا به بیابان رسید و خسته شد . رفت بالای درخت استراحت کند که ناگاه دو مرد جوان آمدند زیر درخت پولهای دزدی را تقسیم کنند ،پسر تشمال از بالا یک سنگ بر سر این زد و یک سنگ بر سر او هر دو افتادند روی زمین و پولها شد سهم او ...

ماجرای هیجان انگیزاین قصه  را از کتاب"پسران تشمالپی بگیرید .

دوستان گرامی برای آشنا شدن با تازه های کتاب بریارمهربان کلیک نمایید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم خرداد 1388 توسط مهین وزیری |
                                        بیابگیرسیب را

تابه حال شعری خوانده اید که درآن از چت،وب وویندوز سخن به میان آمده باشد ؟من چنین شعری سراغ دارم،نشانی اش این است:

کتاب "بیا بگیر سیب را"سروده ی بیوک ملکی،شعر پنجره ای بی بهار،صفحه ی۲۱.با هم شعر را می خوانیم:

       وب:تار عنکبوت

                 تنهایی وسکوت

                             چت:گفت وگوی من

                                            با هیچ روبه رو

                                      ********

      ویندوز:باز بود که از پشت پنجره

                                  از پشت پرده های کشیده

                                                             آمد بهارورفت!

"بیا بگیر سیب را"مجموعه شعر تازه ی بیوک ملکی برای نوجوانان است .این کتاب از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان می باشد.

شاعر در این کتاب هم از جنگ وزلزله حرف می زند هم از عشق ودوستی. دغدغه های بیوک ملکی دغدغه های نوجوانان امروز است که در دنیای  شلوغ وکم حوصله آرزوهای خود رادنبال می کنندونگران رویا های خود هستند.در این کتاب می توانیم این شعر ها را بخوانیم:

دعا،برتپه ای تنها،تهران،شام امروز،پنجره ای بی بهار،نوبت عاشقی،ترانه شکارچی،گمراهی،کلاغ پر،بیا بگیرسیب را،آسمان سیاه،طرح نو،دم در،اجازه،چشم ها.

شاعر تجربه های مختلفی را درزبان وبیان شاعرانه گذرانده است،سیبی که بیوک ملکی به من وتو تعارف می کند،شیرین وخوشمزه است.او از روزها، ماه ها وفصل هایی می آید که بین من وتو نشسته اند ودل به خنده ی ما بسته اندپس هر چه سریعتر:

                                   "بیابگیر سیب را"

               دوستان برای آشنا شدن با سری کتاب های جدید کودک و نوجوان بر

                                                یار مهربان

                                                            کلیک نمائید.

                      

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 توسط مهین وزیری |
                    طنین دوباره ی اذان

آیا بدون نام حسین می توان به اربعین رسید؟

طنین کدام نام هرروز گستره ی آسمان را می پوشاند؟

فردااربعین است!!

کتاب چهل روز عاشقانه نوشته ی آقای محمدرضا سنگری،کتابی است سرشار از قطعه های ادبی زیبا در توصیف اربعین حسینی ولحظه های تبلور وتجسم پیام عاشورا.

باهم قسمتی از کتاب را می خوانیم:

اربعین،روز طنین الله اکبردر کربلاست،الله اکبری که درصبحگاه عاشورا،علی اکبر گفت والله اکبر نمازی که ظهر عاشورا در تیرباران دشمن برپا شد.

اربعین ،پیام بقا وجاودانگی اذان ونماز است وشکست همه ی تزویرها ونیرنگ هایی که سر خاموشی این نغمه ی دلنشین آسمانی را داشتند.

اربعین،کاروان نماز به کربلا می آید،به کربلایی که نماز از آن برخاست وبی آن  امروز از نماز واذان ونماز گزاران نشانه ای نبود.

اربعین، روزسلام به ایثار،روز میعاد ومیثاق با پاکی وفداکاری است،روز آشنایی با صحابه ای است که ملکوت وملکوتیان بهتر از آنان نمی شناسد.

اربعین ،روز تمرین ایمان،عشق،معرفت،عبادت وهمه ی صفات وارزش هایی است که در جان یاران حسین درخشش داشت.  

بیاییدبا چشمی از جنس نگاه به اربعین بنگریم وبا ترنم نام ویاد حسین(ع)گرمی وطراوت وشادابی به فردا وفرداهایمان ببخشیم.

                                                 منبع:چهل روز عاشقانه،محمد رضا سنگری

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 توسط مهین وزیری |
                              از تبار خورشید

امام خمینی(ره)در ایام هجرت به پاریس در دهکده نوفل لوشاتو

"از تبار خورشید "عنوان یکی از پانل های مرکز در بهمن ماه می باشد.باهم قسمتی از آن را می خوانیم:

روز کوثربوددر ۳۱شهریور۱۲۷۹ه.ش،در محله ای از محله های خمین کودکی به دنیا آمد که نام اورا روح الله گذاشتند.ایشان بعدها با قیام الهی خویش ،سرنوشت ایران وجهان اسلام را دگرگون ساخت وانقلابی را پدید آورد که قدرت های مسلط جهان وتمامی دشمنان آزادی واستقلال ملت ها از همان آغاز در برابرشصف کشیدند وبرای سرکوبی اش به میدان آمدند.

او همان کسی است که دنیا او را با نام "امام خمینی"می شناسد.روح الله پنج ماهه بود که طاغوتیان تحت حمایت دولت وقت،پدرش را به شهادت رساندند.بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با مفهوم شهادت روبرو گردید.امام خمینی از سنین کودکی با بهره گیری از هوش سرشار،قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی حوزه های دینیه را فراگرفت وپس از آن دروس تکمیلی وتدریس علوم اسلامی را در حوزه ی علمیه قم فراگرفت.برای آشنایی بیشتر باآن بزرگوار به بخش "ادامه مطلب" همین صفحه مراجعه نمایید.

           دوستان برای آشنایی بادیگر شخصیت های انقلابی بر

                            "مرکز نشرفرهنگ اسلامی"

                                                   کلیک نمائید.

                                          منبع:حدیث بیداری،حمیدانصاری

                                         کلیدواژه:امام خمینی،انقلاب اسلامی



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم بهمن 1387 توسط مهین وزیری |
 دیروز روز مباهله بود.

آیا شما می دانید مباهله به چه معناست؟

"کتاب راهی که می ماند" نوشته ی سیدمهدی شجاعی را همراه هم می خوانیم تا با معنی این کلمه آشناشویم.

ماجرای این کتاب از آنجا شروع می شودکه حضرت محمد(ص)نامه ای به اسقف نجران ،رهبر مسیحیان در مورد دعوت به پرستش خدای یکتا فرستاد.این دعوت نامه اسقف رادچار حیرت وشگفتی نمود.او با یارانش در این مورد گفتگو نمود.تااینکه تصمیم خودرابه اطلاع پیامبر رساندند:

-ماقانع نشدیم .تنها راهی که برای اثبات این حقیقت باقی می ماند این است که باهم "مباهله" کنیم.دست به دعا برداریم واز خداوند بخواهیم که هرکس خلاف گوید،به عذاب خداوندگرفتار شود.......

خبر این واقعه ،به سرعت در میان مسیحیان نجران ودیگر مناطق پخش می شود ومسیحیان حقیقت جورا به مدینه ی پیامبر سوق می دهد.

       کلیدواژه:مباهله

                                                           منبع:راهی که می ماند

                                                           نویسنده:سیدمهدی شجاعی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم دی 1387 توسط مهین وزیری |
Blog Skin
جديدترين كدهای جاوا